آرشیداآرشیدا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

آرشیدا بانوی آریایی درخشان

گام اول

پرنسس زیبای من   امروز وقتی از سرکار اومدم دنبال تو تا با هم برگردیم خونه دیدم که مامانی و بابایی هم خونه خاله مینا بودند.   وقتی یکم نشستم بهم گفتن آرشیدا یه کار جدید یاد گرفته. داشتم با خودم فکر می کردم یا صدای جدیدی در میاری یا ....نمی دانم هر چیزی به فکرم رسید بغیر از اینکه تو با کمک بابایی سرتاسر خونه رو با قدم های کوچکت راه بری. مادر از این رشد بی وقفه ات خوشحالم
9 دی 1391

دستپخت مامان

رویای من تو امروز دقیقا 5 ماه و 2 روزت هست.تازه یاد گرفتی نصفه و نیمه بنشینی و برای اولین بار من برات سوپ پختم و شما با ولع خوردی. خدا کنه تا آخرش همینجور خوب غذا بخوری تا جبران شیر نخوردنت رو کرده باشی. نوش جونت دلبندم دخترم محکم بشین   عاشق این نگاهتم مادر مامانی گفتم غذا بخور نگفتم قاشق بخور اینم از نشستن تو ...
25 آذر 1391

5 ماهگی نازدونه من

دخترم 5 ماه است که در کنار ما هستی و من با همه بی تجربگیها و اشتباهاتم سعی می کنم از تو به بهترین نهو نگهداری کنم.   نمی دانم با تعویض پی در پی و دادن دارو به موقع و شب بیداری و حمام کردن و تعویض لباسهایت در روز و لوسیون زدن بخاطر آلرژی و ...توانسته ام مادر خوبی باشم یا نه؟؟؟ حالا دیگه همه رو می شناسی، به سمت سفره حمله می کنی، جیغ می کشی، ذوق می کنی، حسابی غلطت می زنی، عروسکهای کوچک رو به راحتی در دستان کوچکت می گیری و آغون آغون می کنی.با کمک ما چند قدم راه می روی. دلم از همین حالا برای این روزهایی که در آنیم تنگ می شود.
23 آذر 1391

زیباییهای دخترم

عاشق این نگاهتم بخدا شما دختر کدوم خان هستی؟؟ مامان شما با کی قرار داری؟؟؟ آرشیدا توی کمد لباسها چیکار می کنی؟؟ و اینم گل وسط میز ما ...
17 آذر 1391

برپا

رویای شیرین من   هر روز شاهد تکاملت هستم و می بینم که چه سرسخت در پی یادگیری هستی. بخاطر داشتن گلی چون تو به خودم می بالم. امروز دقیقا 4 ماه و 11 روزه شدی و وقتی ما تا 3 می شماریم تو با شنیدن صدای 4 می ایستی. ...
4 آذر 1391